دل به دست آر كه خلوتگه دلدار دل است
راز دار حرم و محرم اسرار دل است
دوش از روزنه ديده نظر ميكردم
ديدم از هر عملي عامل هر كار دل است
هر متاعي كه شود وارد بازار جهان
ديده دلال بود ليك خريدار دل است
چند از دست دلم ناله و فرياد كنم
با وجودي كه مرا ياور و غمخوار دل است
روز اول كه هوس كرد نمي دانستم
آنكه رسوا كندم عاقبت كار دل است
راز دار حرم و محرم اسرار دل است
دوش از روزنه ديده نظر ميكردم
ديدم از هر عملي عامل هر كار دل است
هر متاعي كه شود وارد بازار جهان
ديده دلال بود ليك خريدار دل است
چند از دست دلم ناله و فرياد كنم
با وجودي كه مرا ياور و غمخوار دل است
روز اول كه هوس كرد نمي دانستم
آنكه رسوا كندم عاقبت كار دل است
همه از غير بنالند و من از دست دلم
به خدا آنكه مرا كرد گرفتار دل است
ناگهان اهل دلي گفت كه هان سهو مكن
به خدا آنكه مرا كرد گرفتار دل است
ناگهان اهل دلي گفت كه هان سهو مكن
غير دل جمله به خواب اندر و بيدار دل است
No comments:
Post a Comment