Sunday, November 25, 2007

ني شكسته




با اين دل ماتم زده آواز چه سازم
بشكسته ني ام بي لب دمساز چه سازم

در كنج قفس ميكشدم حسرت پرواز
با بال و پر سوخته پرواز چه سازم

گفتم كه دل از مهر تو بر گيرم و هيهات
با اين همه افسون گري و راز چه سازم

خونابه شد آن دل كه نهانگاه غمت بود
از پرده در افتد اگر اين راز چه سازم

گيرم كه نهان بركشم اين آه جگر سوز
با اشك تو اي ديده غماز چه سازم

تار دل من چشمه الحان خدايي است
از دست تو اي زخمه ناساز چه سازم

ساز غزل سايه به دامان تو خوش بود
دور از تو من دل شده آواز چه سازم

No comments: